22 bahman
Hacked by Green Movement of Iran
۲۲ بهمن سبز

وبلاگ سیاسی - اجتماعی جاسک
Hacked by Green Movement of Iran
۲۲ بهمن سبز

اين تيم با مربيگري ميرحسين موسوي بسته شده كه اسپانسر آن مهدي كروبي است.
كه آقاي كروبي از همان ۳۰۰ ميليوني كه از.......گرفته به تيم هم كمك ميكند
و مدير عامل آن اوباما و با كمك مربيگري ملك فهد در كنار پيشكسوت پير سياست جرج بوش
قرار گرفته است.
هاشمي را دوست دارم و يا صادقانه بگويم دوست ميداشتم ، آن زمان که خطبه هاي او ، بخصوص خطبه هاي عدل او ، درام القراي جهان اسلام ، شيطان بزرگ را آزار مي داد . من در پوست خود نمي گنجيدم و او را دوست مي داشتم ، خطبه هاي او جان داشت ، روح داشت ، خميني داشت ، با خامنه اي نسبتي داشت . انگار" سر از کفن شهيدان بر آورده بود و با ما سخن مي گفت "بر راهمان روشني مي بخشيد و ما در اوج دلتنگي از او مي آويختيم و شادمان از اينکه " هاشمي زنده است چون نهضت زنده است " ( امام خميني ) از پاي خطبه هايش که بر مي خاستيم ، روحمان ، زمان را ميفهميد و اسلام ناب محمدي را ، عدل علي را .
از " قصر هاي قيصري " هيچ نشاني نبود ، " خانه هاي کسروي " هنوز جان نگرفته بود ، " مرکبان قاروني " چشم هيچ مسلماني را آزار نمي داد ، " آوند هاي فرعوني " از خطبه هاي رفاه " به وجد نيامده بود . آن زمان هاشمي استوانه نظام بود و در نهايت دوست داشتني.
و اما ،
چند روز ديگر خميني مي آيد.
راستي هاشمي چه خواهد کرد ،
آنگاه که خميني پرسيد ، آن زمان که ما نه بالي داشتيم و نه پري و در هيچ کجاي زمين خدا بذزي نيفکنده بوديم ، من فرياد مي زدم " آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند " حال ، حال فعلي تو را چه شده است که : « وزير اقتصاد تو ( نوربخش ) و رئيس کل بانک مرکزي ( عادلي ) در هتل ماريون نيويورک با عنوان « توسعه اقتصادي ايران » بر سر سفره 800 تن از سرمايه داران فراري مي نشيند .» ( دوران سلام ، ص 120 ، کريم ارغنده پور ) و يا اگر گفت : « دعوت از سرمايه داران فراري همچون " لاجوردي ها " و " برخوردارها " دقيقا نقطه مقابل تفکر امام ( من ) است ، و چرا آن همه مستاصل به اين نتيجه رسيدي که براي چاره انديشي مشکلات کشور ، به سرمايه گذاري ، سرمايه داران فراري دل ببندي ... آيا نبايد توقع داشته باشيم که نگويند همه ارزش هاي دوران انقلاب به ضد ارزش تبديل شده است ؟ آيا ملاقات با سرمايه داران فراري ، ايران را به زمان شاه مبدل نمي ساخت ؟ ( سيد احمد خميني ، سلام 31/2/70 )
براستي هاشمي چه پاسخي خواهد داشت، لابد خواهد گفت : من همواره « پشتيبان ولايت فقيه » بوده ام و اگر خميني آسيب ها را بر شمرد چي ؟ اصلا اگر سراغ " مهدي " را گرفت چي ؟! نخواهد گفت قرارمان اين نبود که « مهدي » در خيابان هاي لندن ظهور کند !
خدا کند او نداند و کسي بر او نگويد که در خيابان هاي تهران جامه از تن فرزندان بسيجي تو در مي آورند ( + ) واي اگر بفهمد ، مير حسين پشتيبان ولايت فقيه نيست و با آمريکا و انگليس و اسرائيل هم دل و هم زبان شده است و بدتر ، نشان سبز علي را در خيابان هاي نيويورک بر گردن گوگوش مي آويزد و يا کروبي از " کاه " هاي نظام ، براي رسانه هاي آمريکا و انگليس و اسرائيل " کوه " مي سازد ، خميني گردنشان را خورد خواهد کرد .
و آن وقت هاشمي چه خواهد کرد ؟ باز هم سکوت !
ضرب المثلي است که مي گويد : « اگر به تعقيب دو خرگوش بروي ، آن وقت هيچ خرگوشي نخواهي داشت » و هاشمي نيز چندين سال است ، درست از آن زمان که ديگر چنگي به دل نمي زند و به قول" جيمزمور " خبرنگار بي بي سي در تهران که در حضور هاشمي به او گفت : « شما قلبي اصولگرا داريد و با ريه اصلاح طلب تنفس مي کنيد .». با اين زيست دو گانه ، او چشمي به اين دارد و چشمي به آن . و تمايل دارد در خيابان هاي « اعتدال و توسعه » بين اصلاح طلبان سبز و اصولگرايان سرخ پل بزند و هم زمان دو خرگوش را پي بگيرد . اما ...
آقاي هاشمي ، خميني مي آيد . دوازده بهمن « ماه » مي آيد .
گفتگو با يك سبز از موسوي برگشته
صاحب عکس معروف "آقای موسوی ما ... خوردیم به تو رای دادیم" .. از ماه ها سردرگمی گفت و گفت
وی عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در نیاوران بوده و امروز از تغییر موضع و اظهار تاسفش از رای به میرحسین موسوی پرده برداشت.
محمد رضا رضاییان که در نهم دی پلاکاردی با شعار "آقای موسوی! ... خوردیم بهت رای دادیم" در مورد شروع فعالیت سیاسی خود گفت: اوایل خرداد ماه امسال از طرف یکی از دوستان، به ستاد نیاوران (میرحسین) معرفی شدم.
رضائیان با اشاره به حضور در میتینگ 2 خرداد در سالن 12 هزار نفری آزادی گفت: فضای خیلی خوبی بود یعنی حداقل مطابق ذهنیات من بود. یک فضای کاملا شاد، آزاد و البته با سخنرانی های پوپولیستی! آقای "کامبوزیا پرتوی" صحبت کرد و گفت:
"من هر کاری که این رئیس جمهور می کنه، احساس حقارت می کنم. هر جایی این رئیس جمهور می ره، من احساس حقارت می کنم. و بیشتر از همه احساس حقارت می کنم چون یک آدم کوچولو منو کوچیک کرد" بعد فائزه هاشمی صحبت کرد و گفتن اینکه «بر این آقا امر مشتبه می شه و ادعای امام زمانی می کنه». بیشتر سخنرانی ها مبنای منطقی نداشت؛ فقط جنبه احساسی و پوپولیستی و البته عوام فریبانه، برای اینکه ملت خوششون بیاد و خوشمان هم آمد.
شعار ها هم علیه امام و انقلاب مثلا شعار «ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما»؛ «دولت سیب زمینی» هرچند توهین به دولت بود ولی ضد نظام نبود. حتی شعار هایی بر محور امام هم می دادند. مثلا «رای ما یک کلام نخست وزیر امام»؛ «سه سید فاطمی خمینی خامنه ای خاتمی» از این قبیل شعار ها هم می دادند. و من فکر کردم این جریان هم به امام و هم به رهبری معتقده و حالا در کنار این ها یک جور شادی هم هست. خب خیلی فضا جذاب بود.
همه چیز آنجا روبراه بود، روابط دختر و پسر که خیلی آزاد بود. در ستاد همه به اسم کوچک خطاب می شدند. فضا یه طوری بود که آنجا برای هر چیزی مهیا بود!...............
در شب رحلت امام خمینی این تناقضات بیشتر شد؛ آنها با اینکه شعار می دادند «رای ما یک کلام، نخست وزیر امام» در شب رحلت امام دست به اعمالی زدند که نادرست بود، رقصیدن در شب رحلت امام معنی نداشت یا ...
واکنش مجید (لیدر و رئیس ستاد نیاوران) و استدلال وی برای من جالب بود! مجید در جلسه گفت: "ببینید، من از همه کارهای شما خبر دارم، اما اگر بچه های اون طرفی از این جریانات خبر دار بشوند، این جور کارهای شما سوژه تبلیغاتی علیه ما می شود" یعنی خدا شاهده یک بار نگفت کارهای شما اشتباهه؛ ................. تنها نگرانی او این بود که جریان رقیب بگوید شما ضد دین هستید. در آن محیط اعتقاد به دین یک حرف بی معنی و چرت بود؛ در جمع 40 نفری که در ستاد بودند فقط 3 نفر نماز می خواندند.
بحث تقلب از قبل از انتخابات مطرح بود و ستاد توصیه می کرد که حتما در مدارس رای بدهید نه مساجد؛ با خودکار خودتون رای را بنویسید چون می گفتند که رای ها را عوض می کنند؛ در واقع این زمینه ها چیده می شد تا ما بعد از انتخابات تقلب را باور کنیم!
در ذهن همه ما بود که احمدی نژاد از موسوی بهتر است. از مناظره، از عملکردش، حتی آمارهایی که در مورد تورم و مسائل اقتصادی بود، حتی از نظر آزادی های اجتماعی، حتی از نظر موسیقی و فیلم. اما اگر بحثی می شد به بعضی بچه ها که متمایل به احمدی نژاد بودند، می گفتند:
"شما مگه دیوانه اید، ستاد احمدی نژاد چه خبره، چند تا آدم ریشو با خانم هایی که فقط دماقشون پیداست، می خوای اونجا چی ببینی؟! چهارتا دختری که نقاب گذاشتند؟! بیا اینجا همه چی مهیاست! عشق و حال اینجا هست، ...اینجا هست، ...اینجا هست، اونجا می خوای بری چی کار؟"
در واقع در ظاهر قضاوت می کردند، حتی اگر به عملکرد خوب احمدی نژاد اذعان داشتند می گفتند: "او قیافه خوشگلی نداره و تو مجامع بین الملل آبروی ما می ره! او در شان رئیس جمهور ایران نیست" و مقایسه می کردند با اوباما که او مشاور مد و لباس دارد ولی احمدی نژاد با کاپشن سفر می کند.
من بعد ها متعجب شدم که چطور کسی برای قدرت به ارزش های گذشته خود پشت پا بزند. ...من چرا از این جریان کنار کشیدم؟ من از این جریان یک سری پارامترهای رفتاری متناقض دیدم و این ها باعث ناامیدی من از این جریان شد و از این جریان کنار کشیدم! خب اول اسم امام بود، حرف از رهبری بود. من تا روز قدس که شعار ها از بحث انتخابات خارج شد سبزی بودیم و تو اجتماعات آنها شرکت می کردم. تا جایی که روز قدس شعار می دادند "درود بر اوباما" یعنی امید و آمالشون شده بود رئیس جمهور آمریکا!
من دیدم کسانی حرف از امام می زدند به جایی رسید که امام را زیر پا له می کردند و آن حرف های قبلی مزخرفاتی بیش نبود! کسانی که با شعار «رای ما یک کلام نخست وزیر امام» سعی داشتند امام را هم مصادره به مطلوب کنند که هیچ غرابتی با امام و ثمره تلاش امام که جمهوری اسلامی است، نداشتند و حرف و عمل آنها یکی نبود. موسوی نشان داد که برای قدرت حاضر است هر کاری بکند، یک سیاست مدار لجباز که تمام ایران را در شمال تهران خلاصه می کرد و می گفت من با اقتدار رئیس جمهور خواهم شد پس بقیه ایران چی؟
کروبی که با اقداماتش تابوت خود را می ساخت، بعد از انتخابات مرد، بحث تجاوز بحث کمی نبود و چقدر ضد انقلاب ها و خارج نشین از این مسئله بهره برداری کردند. اما فعلا آقای کروبی که مدعی التزام عملی به خط امام است به جایی می رسد که مسعود رجوی که هر سال، 14 خرداد، در اردوگاه اشرف جشن می گرفت، از ایشان حمایت کند. درصورتی که امام می گفت: «هرجا دشمنان شما را تائید کردند همان روز، روز بدبختی ماست» خب اینها توجیه پذیر نبود. من روز قدس که شعار ها عوض شد، از جمع آنها جدا شدم.
اما بعد از نماز جمعه رهبری باید همه چیز تمام می شد. واقعا امکان تقلب 11 میلیونی وجود نداشت. حتی اگر همه آن چیز هایی که جریان مدعی می گفت، هم درست بود تعدادی نزدیک به یک میلیون رای می شد. اما ذهنیات ایجاد شده از قبل، آن هم به صورت گسترده، باعث شد پذیرش تقلب راحتتر باشد. و من یواش یواش احساس کردم که به پیاده نظام این جریان تبدیل شدم که زمینه چینی این برنامه این بود که از قبل ما را برای پذیرش تقلب آماده کرده بودند.
رضائیان همچنین در تحلیل ریشه و منشا اهانت به امام و روز عاشورا گفت: بذر این اتفاق جایی پاشیده شد که گفتند: «امام باید به موزه برود»؛ جایی که گفتند: «کشته شدن امام حسین نتیجه خشونت طلبی پیامبر و حضرت علی است»؛ اینها نتیجه چاپ و نشر مقالات دوم خردادی بود که ثمره آن همین اهانت ها به عاشورا شد. من تشابهات زیادی بین مجاهدین و جنبش سبز می بینم. از تغییر ایدئولوژی بگیرید تا کار کردن روی تفکرات جوانان و دانشجویان.
رضائیان در پایان در تشریح تغییر مواضعش افزود: من برای دین، امام و رهبری برگشتم؛ من اگر در جریاناتی، جریان ساز بشوم و باعث گمراهی دیگران، قطعا ضامنم و باید روزی جوابگو باشم بالاخره همه چیز که لذت دنیا نمی شود!
آيتالله احمد خاتمي در ديدار با اعضاي كميته مساجد ستاد دهه فجر انقلاب اسلامي با اشاره به حساسيت دهه فجر امسال اظهار داشت: دهه فجر امسال از 30 دهه فجر گذشته متمايز است و تمايز آن در اين است كه در اين دهه تهاجم زيادي از سوي دشمن به انقلاب اسلامي صورت گرفته است.
وي در ادامه با اشاره به جنگ نرم دشمن عليه نظام مقدس اسلامي افزود: بعد از جنگ تحميلي ما شاهد جنگ نرم به صورت كم و بيش از سوي دشمنان بودهايم اما امروز در اوج جنگ نرم قرار داريم.
عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري سايتها، ماهوارهها، قلم و روزنامهها را ابزار مهم دشمن در جنگ نرم دانست و گفت: دشمن دقيقا با اين ابزار در اين عرصه وارد شده است.
وي با تاكيد بر اينكه مقابله با دين هدف اصلي جنگ دشمنان در بخشهاي جنگ سخت و نرم است، بيان داشت: سقف خروجي دشمن از جنگ نرم اين است كه ميخواهد عقبه مردم نظام را هدف قرار دهد و كف خروجي آن نيز ترديد افكني در بين مردم و جدا كردن آنها از انقلاب است.
خاتمي فتنه را خروجي جنگ نرم دانست و ادامه داد: در جنگ نرم دشمن دنبال غبارآلودكردن فضا است تا به اهداف خود برسد.
وي بصيرت خواص را مورد تاكيد قرار داد و بيان داشت:
بصيرت اساسيترين عنصر در پيروزي مقابل جنگ نرم دشمن است و البته بصيرت خواص است كه ميتوان مردم را آگاهي بخشيده و به دنبال خود بكشاند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان انتظارات خود از متوليان امر مساجد عنوان داشت: مردم در دهه فجر بيش از هر زمان ديگري آمادگي براي شنيدن اهداف و دستاوردهاي انقلاب دارند و بايد در اين دهه مسائل انقلاب را بيشتر براي مردم تبيين كرد.
خاتمي تصريح كرد: در دهه فجر بايد گذشته سياه، استقلال، آزادي و دين ستيزيهاي رژيم طاغوت را براي مردم به ويژه نسل جوان بيان كرده و مسائل اوايل پيروزي انقلاب، اهداف و توطئههاي ديروز و امروز دشمن را براي مردم تبيين كنيم.
وي مهمترين توطئه دشمن عليه ولايت و شخص ولي فقيه دانست و تاكيد كرد: امروز ولايت فقيه خوار چشم دشمن و استخوان گلوي استكبار است و دشمن اين را به خوبي ميداند.
عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري در حضور مردم در راهپيمايي 22 بهمن امسال تاكيد كرد و گفت: راهپيمايي 22 بهمن علاوه بر اينكه تجديد بيعت با آرمانهاي امام و رهبري و شهيدان است در حقيقت رزمايش ملت ايران در برابر جنگ نرم دشمن است.
خاتمي ابراز اميدواري كرد، امسال شاهد پرشكوهترين راهپيمايي 22 بهمن در طول 30 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي باشيم.
* مواضع رهبري، مواضع حزبي و جناحي نيست
وي در ادامه با اشاره به كاركرد مساجد اظهار داشت: حضرت علي (ع) براي مسجد هشت كاركرد تعريف كرده است كه اگر ما به اين كاركردها رسيديم در واقع به آن مسجد مطلوب رسيدهايم.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم افزود: از بركات انقلاب اسلامي اين بود كه شاهد تحول اساسي در عرصه مساجد هستيم و در گذشته نگاه به مسجد تنها نماز خواندن در سه وعده صبح و ظهر و عصر بود و گاهي نيز خطابهاي نيز برگزار ميشد.
خاتمي ادامه داد: در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ما شاهد تحولي اساسي در نگاه به مساجد شديم، به طوري كه به كانونهاي جهتده مبارزه عليه رژيم ستمشاهي تبديل شد.
وي با اشاره به رشد نگرش به مساجد بعد از انقلاب بيان داشت: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مساجد به پايگاههاي فرهنگي و تربيتي تبديل شده به ويژه براي جوانان ايجاد جاذبه كرد.
امام جمعه تهران با اشاره به روايات ائمه معصومين (ع) عنوان داشت: مسجد بايد كانون همدلي، صفا و صميمت باشد و هر جا كه كدورتي هست مسجد بايد ختم آن كدورت باشد.
خاتمي ابراز داشت: در مسجد انسان برادر ديني خود را پيدا ميكند و با او پيرامون مشكلات و مسائل موجود گفتگو و تبادل نظر ميكند.
وي با بيان اينكه مسجد بايد كانون آموزشهاي مفيد و جهتدار باشد، تصريح كرد: مسجد بايد كانون آموزشهاي مفيد و رشدآور محسوب شود حتي اگر كلاس زبان در مسجدي است بايد در جهت دين باشد چه بسا در كلاس زبان كساني شركت ميكنند كه در صفوف جماعت ديده نميشوند.
نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه مسجد بايد كانون تحكيم مباني اعتقادي باشد، گفت: در شرايطي كه هزاران سايت بيگانه و نامحرم مباني اعتقادي ما را مورد هجمه قرار دادهاند متوليان فرهنگي كشور بايد وظيفهشان به نحو احسن انجام دهند.
خاتمي خاطرنشان كرد: راه ماندگاري براي جلوگيري از انحراف گسترش كانونهاي اعتقادي است و بهترين مكان نيز مسجد است.
وي بر تبليغ چهره به چهره تاكيد كرد و اظهار داشت: تبليغ چهره به چهره و گروههاي چند نفره تحت نظر يك عالم ديني در مساجد بايد شكل بگيرد تا به شبهات پاسخ دهد.
نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: برخي از گسترش ارتباطات احساس وحشت ميكنند اگر ما بحرانها را تبديل به فرصت كنيم ميتوانيم مباني اعتقادي جوانهها را ارتقا داده و در مساجد نيز كانونهاي اعتقادي تشكيل دهيم.
خاتمي با بيان اينكه مساجد بايد كانون تحول و عشقهاي پرشور به اهل بيت باشد، افزود: نبايد عواطف ارزشمند معنوي را دست كم بگيريم و بلكه بايد از اين فرصتها به صورت جهتدار استفاده كنيم.
وي مجلس را كانون جلوگيري از انحرافات برشمرد و بيان داشت: مساجد بايد انحرافات سياسي، اخلاقي و اعتقادي را شناسايي و براي جلوگيري از آن برنامهريزي كنند.
امام جمعه تهران با تاكيد بر اينكه مساجد بايد كانون بيان مواضع حق باشد، عنوان داشت: مسجدي كه در مسائل مختلف و لازم بيتفاوت باشد مسجد مطلوب امام علي (ع) نيست.
خاتمي خاطرنشان كرد: مسجد نبايد در عرصهاي نياز به موضعگيري است ساكت باشد، اين فكر كه برخي ميگويند مسجد فقط جاي نماز خواندن و سدي در برابر روشنگريها است روش غلطي است.
وي نسبت به حزبي شدن مساجد هشدار داد و گفت: مسجد نبايد كانون حزبي و سكوي رشد احزاب باشد بلكه بايد كانون نشر معارف معنوي باشد.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با تاكيد بر بيان مواضع رهبري در مساجد تصريح كرد: مواضع رهبري مواضع حزبي و جناحي نيست و بلكه مواضع الهي است و بهترين جاي طرح آن مساجد است.
خاتمي مشروعيت رهبري را الهي دانست و ابراز داشت: ما بر اين باور هستيم كه مسجد بايد كانون نشر مواضع ولايت و رهبري باشد.
وي در پايان با بيان اينكه انسان در هر شرايطي به موعظه نياز دارد، اظهار داشت: نبايد در برنامهريزيهاي مسجد مسئله موعظه و ارشاد را دست كم بگيريم بلكه بايد كساني كه سخنشان به دل مي نشيند را به مسجد دعوت كنيم.
تشکیل سازمان جدید تروریستی با ائتلاف منافقین و ریگی
در ادامه حمايتهاي گروهك تروريستي منافقين از عبدالمالك ريگي و تشكيلات تروريستي زيرمجموعه وي كه تحت عنوان جنبش مقاومت ملي فعاليت ميكنند اخيرا جلساتي با حضور تعدادي از سركردگان گروهك منافقين و شخص عبدالمالك ريگي در شهرهاي كراچي و اسلامآباد پاكستان به منظور حمايت و همكاريهاي مشترك برگزار گريده است.
به گفته منابع مطلع، در اين جلسات توافق شده است گروهي جديد به نام سازمان نيروهاي مسلح مجاهدين ايران با همكاري عناصر ريگي و گروهك منافقين تشكيل شود.
بر اساس اين گزارش، عبدالمالك ريگي در اين جلسه ضمن اعلام موافقت با تشكيل سازمان جديد آمادگي خود را براي همه گونه همكاري به گروهك منافقين اطلاع داده است.
در همين حال از پاكستان خبر ميرسد عناصري از گروهك منافقين كه از عراق اخراج شدهاند ضمن تماسهايي با فراريان و اشرار و معاندين نظام در برخي مناطق پاكستان عليالخصوص شهرهاي كراچي و اسلامآباد در صدد جذب نيرو و سازماندهي يك سازمان مسلح هستند كه احتمال ميرود در راستاي ايجاد اين سازمان باشد.
همچنين در پي بروز ناآراميهاي خياباني اخير در ايران و اعلام آمادگي منافقين براي انجام عمليات در كشور، اخيرا نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق اقدام به آموزش تعدادي از نيروهاي سازمان منافقين در زمينههاي مختلف نمودهاند.
در دوره آموزشي كه به همين منظور در پادگان قادسيه عراق در نزديكي شهر بغداد برگزار شده است تعداد زيادي از نيروهاي سازمان منافقين اعم از زن و مرد در حال يادگيري و آموزش دورههايي در زمينه جاسوسي، عمليات ايذايي، رزم انفرادي وعمليات برون مرزي تحت نظر نيروهاي آمريكايي هستند.
گفته ميشود اين نيروها پس از اتمام دوره آموزش قرار است با مدارك جعلي توسط نيروهاي آمريكا به داخل كشور اعزام شده و عمليات مختلفي را انجام دهند.
احساس بن بست و سرخوردگي از سوي برخي چهره هاي اصلاح طلب به واسطه تندروي هاي كساني مانند موسوي - كه در مواضع آنها نيز كم و بيش نمايان است، باعث اعتراض جريان ضدانقلاب خارجه نشين شده است. در اين زمينه سايت «خودنويس» با اشاره به نامه نگاري هاي خصوصي خاتمي به مقامات ارشد كشور و اظهارات محفلي وي مبني بر انتقاد از ساختارشكني امثال موسوي نوشت: نيازي به تكذيب و تأييد نيست. اصلاح طلبان پس از بيانيه هاي موسوي و كروبي و پشتيبان هاي خارج از كشورشان نشان دادند از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
اين سايت ضد انقلابي اضافه كرد: مخالفان منتظر اصلاح طلبان نماندند و به خيابان آمدند و مبارزه كردند و راه خود را از اصلاح طلبان جدا كردند. اصلاح طلبان بلافاصله آنها را اغتشاشگر و ساختارشكن خواندند و بارها تأكيد كردند كه جز حركت در كف موازين جمهوري اسلامي خواسته ديگري ندارند... از همين روست كه اين روزها رفت و آمدها به خانه سران نظام شدت يافته است. برخي سايت ها خبر مي دهند خاتمي تصريح كرده اصلاح طلبان دولت را به رسميت شناخته و هيچ گاه درصدد تضعيف آن نبوده اند. لابد پس از آن قرار است بزرگان روي همديگر را ببوسند و پشت سر رهبري به اقامه نماز بپردازند.
حبيبي نيا نويسنده خودنويس كه با بي بي سي هم همكاري داشته افزود: در چند هفته اخير فحاشي به من افزوده شده و مي گويند انتقادات من به اصلاح طلبان چون سبب خوشايند كيهان مي شود در نتيجه بهتر است كه كسي مرا ساكت كند.
سايت مذكور در مطلب ديگري، تهديد عليه جنبش سبز را به خاطر افراط در عقلانيت جدي دانست و نوشت: نشانه هاي اين خطر آشكار شده اند. حواشي نامه خاتمي و بيدار شدن و بيرون آمدن ياران غار او (عارف، جهانگيري و...) اتفاقي نيست.
طراحیهای دشمن برای وادار کردن نظام به باج دادن بوده اماهمه بدانند ما از طرف ملت و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: در مقاطعی برخی طراحیهای دشمن برای وادار کردن نظام اسلامی به باج دادن بوده است اما امام بزرگوار (ره) هیچگاه باج نداد و همه بدانند ما نیز از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد.
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان، حوادث تاریخی را درس آموز و عبرت انگیز برای ادامه مسیر آینده ، دانستند و با اشاره به بی اثر بودن طراحی های مختلف سی سال گذشته به دلیل ایمان و حضور هوشمندانه مردم در صحنه تأکید کردند: امروز نیز مهمترین وظیفه آحاد مردم به ویژه جوانان و افراد تأثیرگذار، حضور در صحنه دفاع از انقلاب و نظام اسلامی و اعتماد به مسئولان است، و اصلی ترین وظیفه مسئولان هم تلاش و کار بی وقفه و همه جانبه و تدبیر برای حل مشکلات و سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلوی کشور است.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که به مناسبت حماسه ششم بهمن مردم آمل در سال 1360 برگزار شد، با اشاره به نقش آفرینی مردم مؤمن و انقلابی آمل در حادثه ششم بهمن افزودند: این موضوع آنقدر اهمیت داشت که امام (ره) آن را در وصیت نامه تاریخی خود ذکر کردند تا فراموش نشود و برای آیندگان بماند.
هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از اعضاي حزب «اعتدال و توسعه» براي حل مشکلات موجود گفت:«رهبري صالح ترين فرد براي حل مشکلات فعلي است».
وي همچنين براي حل مشکلات موجود گفت: «براي برون رفت از وضعيت فعلي راه حلهايي... در خطبه نمازجمعه مطرح کردم و هنوز به آن معتقدم» (روزنامه ها88/11/4)
طبيعي است هر کس که راه حل ايشان را براي برون رفت از وضعيت فعلي ملاحظه مي کند اين سوال به ذهنش خطور مي کند؛ اگر رهبري صالح ترين فرد براي حل مشکلات است بايستي راه حل هاي ايشان که طي خطبه هاي نماز جمعه و سخنرانيهاي مکرر در خصوص فتنه اخير مطرح فرمودند چراغ راه باشد.
اگر راه حل هاي هاشمي در خطبه هاي26
رهبري معظم انقلاب اسلامي در خصوص مديريت نبرد نرم دشمن عليه انقلاب راه حل هاي شفاف و روشني را همواره مطرح کرده اند بايد ديد چرا هاشمي براي رسيدن به آن راه حل ها همگرايي نکردند و همچنان روي راه حل هاي خود پافشاري مي کنند. اگر آقاي هاشمي همچنان روي راه حل ها و پيشنهادات خود تاکيد دارند پس اين بيان که «رهبري صالح ترين فرد براي حل مشکلات است » يک تعارف و مصداق اتم دو پهلوگويي است.
به نظر ميرسد مواضع هاشمي پس از رويدادهاي تلخ13
نميشود دو راه حل متفاوت را براي فيصله بخشي يک مناقشه تصور کرد. هيچ عقل سليمي اين دو راه حل را نمي تواند با هم جمع کند، مفهوم تکرار آن از طرف آقاي هاشمي اين است که راهي براي برون رفت از وضعيت فعلي وجود ندارد.
اگر رهبري معظم انقلاب فصل الخطاب است - که هست - پس گشودن فصلي از راه حلها که ناظر به موضوع اختلافات و مشاجرات نيست براي چيست؟
صورت مسئله وضعيت فعلي، اختلاف دو گروه يا دو جناح نيست.
وقتي به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسين و شعائر الهي کربلا در روز عاشورا اهانت مي کنند، وقتي به امام خميني (ره) و رهبر انقلاب در آشوب
مردم ايران در رفراندوم9
مردم با همزباني با علي زمان فرياد مي زدند؛
اين عمار، اين ابن تيهان، اين ذوالشهادتين؟
به نظر مي رسد مواضع هاشمي رفسنجاني با شرايط روز سازگار نيست و پيشنهادهاي مطرح شده مربوط به7
براي هر حمله و فتنه گري دشمن بايد تاکتيک ها و زبان روز خود را به کار برد. مردم انتظار دارند هاشمي در پشت سر رهبري همان طور که تاکنون نظام و انقلاب را ياري داده اند رودرروي دشمن بايستد و به فتنه گران پاسخ قاطع بدهد.
محور بیانیه شونصد و دوم من کی گفتم تقلب شده؟ فقط روز رایگیری و در حالی که هنوز شمارش آرا ادامه داشت، با خبرنگاران داخلی و خارجی مصاحبه و خود را پیروز انتخابات اعلام کردم و اصلا آیا با عقل جور درمیآید که من به نظامی تهمت تقلب بزنم که 8 سال نخستوزیرش بودهام؟!! جان شما در رژیم شاه هم همچین نمیشد!
محور بیانیه شونصد و سوم
من کی گفتم در انتخابات پیروز شدم؟ من فقط روز رایگیری و در حالی که هنوز شمارش آرا ادامه داشت از اعضای ستادم شنیدم که از دیگر رقبا جلوترم و این را به خبرنگاران هم گفتم که آنها از این حرف من بد برداشت کردند. من دلم برای این نظام میسوزد.
محور بیانیه شونصد و چهارم
اصلا کی گفته من روز انتخابات با خبرنگاران مصاحبه کردم؟ حالا چون چهار تا خبرنگار آمدند پیش ما، این شد گفتوگوی خبری؟ در رژیم پهلوی هم چنین جنایتهایی رخ نمیداد. کروبی هم الان خیلی دارد تند میرود.
محور بیانیه شونصد و پنجم
روز انتخابات فقط یک خبرنگار آمد پیشم که تازه آن هم با من کار شخصی داشت و من همانجا هم گفتم که این کروبی دارد تندروی میکند و باید نظام جلوی ایشان و اون دو تای دیگر بایستد. من که دارم از روی دلسوزی و علاقه حرفی میزنم، آیا این کار در رژیم پهلوی هم صورت میگرفت؟
محور بیانیه شونصد و ششم
من همیشه گفتهام اصل نظام را قبول دارم، فقط احمدینژاد را قبول ندارم البته دولت وی مشروع است اما خب، ما با ایشان در پارهای موارد اختلافات جزئی داریم که این اختلافات همیشه بوده و کاملا هم طبیعی است.
محور بیانیه شونصد و هفتم
من هم اصل نظام را قبول دارم، هم احمدینژاد را رئیس جمهور قانونی میدانم، البته نسبت به دیدگاههای رحیم مشایی، یک حرفهایی دارم. فقط دولت باید حقوق شهروندی را به رسمیت بشناسد.
محور بیانیه شونصد و هشتم
به نظر من آشوبگران عاشورا باید اعدام شوند و البته ما نباید کاری کنیم که اینها دست به آشوب بزنند و کلا اصل نظام و احمدینژاد را قبول دارم، مشکل من عناصر افراطیای هستند که در هر دو جناح حضور دارند و نمیگذارند شرایط از این حالت خارج شود. در ثانی خودم یک فرد انقلابی هستم که همیشه به همه ارادت داشتم و از جمله افراد موثر در پیروزی انقلاب من بودم که حالا هم البته هیچ توقعی ندارم الا برخورد با افراطیهای هر دو جناح.
محور بیانیه شونصد و نهم
الان چه کسانی دارند وحدت را خدشهدار میکنند؟ نظام باید با اینها برخورد کند. همین تندرویهاست که جلوی پیشرفت کشور را میگیرد.
محور بیانیه شونصد و دهم
من تعجب میکنم که چرا در جمهوری اسلامی که این همه دشمن دارد و این همه چشم جهانیان متوجه ماست، عدهای به خود جرأت میدهند که با سوءاستفاده از حوادث اخیر، فقط دنبال جنجالآفرینی هستند؟ قوه قضائیه چرا با این عوامل برخورد نمیکند؟ چرا نخبگان جامعه سکوت کردهاند؟
محور بیانیه شونصد و یازدهم
دستگاه قضا، علما و توده ملت همیشه در صحنه بیدار باشند. من اعلام خطر میکنم. الان اگر این تندروها؛ فرقی نمیکند؛ از هر 2 جناح بویژه از این جناح اعدام نشوند، این پسفردا مشکلات بدتری درست میکند. ا
الان ما پیش خدا چه جوابی داریم بدهیم. آیا باید این افراطیها جلوی چشم ما راستراست راه بروند؟
خداوند سبحان در آیه 60 سوره اسرا از شجره ملعونه و درخت نفرین شده و به دور از رحمت پروردگار و در تبیین رویای صادق پیامبرش (صلی الله علیه و آله) سخن به میان آورده است و در تفاسیر مختلف شیعه و اهل سنت (از جمله تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 172) این شجره ملعونه را با بنی امیه منطبق دانسته و با اشاره و تطبیق با آیات دیگر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام این رویا را اینگونه بیان می دارند که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در خواب دید که میمون هایی از منبر او بالا و پایین می روند آن حضرت چنان از آن خواب ناراحت شد که بعد از آن کمتر می خندند. در تفاسیر تعبیر این خواب به بنی امیه نسبت داده شده که یکی بعد از دیگری برجای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشستند، در حالی که از یکدیگر تقلید می کردند و افرادی بدون شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول خدا را به فساد کشیدند.
همچنین در سوره ابراهیم آیات 24 تا 26 نیز از دو شجره متضاده سخن گفته شده، یکی شجره و درخت طیبه و پاکیزه ای است که اصل آن ثابت و در زمین و شاخه ها و فرع آن در آسمان است که نشان از اعتقاد حقیقی و پایدار به توحید و یکتایی خداوند است که هرگز از بین نمی رود و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و تمام حقایق و برکات از آن سرچشمه می گیرد و در روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام این درخت پاکیزه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک و مطهرش تطبیق داده شده،... و دیگری شجره خبیثه (کلمه خبیثه) و درخت ناپاکی است که روی زمین پراکنده شده و قرار و ثباتی ندارد و در روایات این شجره خبیثه و ملعونه همان که در ذیل آیه 60 سوره اسراء گفته شد به بنی امیه نسبت داده شده است.
باعنایت به مطالب مذکور چنین بدست می آید که عالم اسلام از صدر اسلام تاکنون مصاف و میدان نبرد میان این دو شجره است که در سه نقطه ازجغرافیای زمین خود نمایی می نماید:
شجره طیبه به عبارتی همان شجره و درخت نبوت است که طی 23 سال و بتدریج به کمال خود نزدیک میشد و بالاخره در سرزمینی به نام غدیر خم نعمت تمام شد و با نصب حضرت علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین علیه السلام و ولی الله رضایت حضرت حق تعالی حاصل شد و علی علیه السلام به عنوان میوه این شجره پاکیزه که 3 ویژگی مذکور را با خود دارد معرفی شد و به عبارت روشن تر تلاش پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در 23 سال نبوت خود، تنها و تنها ساختن امتی واحده بودکه بدون امام ابتر و ناقص می نمود و در یوم الغدیر این درخت پاکیزه به بار نشست و بر همین اساس روز غدیر را باید روز پیوند امت با امام نامید و امام و ولایت میوه درخت نبوت است و نبوت بدون غدیر ابتر و ناقص است.
واما شجره ملعونه و خبیثه یعنی همان بنی امیه تلاش کردند تا این پیوند مبارک الهی را گسسته و منصوص من قبل الله و منصوب من قبل النبی (صلی الله علیه و آله) را از امت واحد اسلامی بگیرند و بالاخره تلاش بنی امیه با همکاری و همیاری یهودیان و برخی از مهاجرین از صحابه در سقیفه نتیجه داد و میمونهای موجود در رویای پیامبر(صلی الله علیه و آله) توانستند امام برحق را که نشانه اکمال دین، اتمام نعمت و رضایت حضرت حق جل و علاء بود از امت جدا کرده و امام باطل را به جای آن نصب نمایند.
به این ترتیب شجره ملعونه سقیفه با طراحی اشراف و بزرگان موفق به گسستن پیوند بین « امت » با « امام(ره)» شد و تاریخ دردناک هبوط آدمیت، نقطه عطف جدیدی را تجربه کرد.پس سقیفه بنی ساعده (سقیفه بنی امیه) را باید روز گرفتن « امام » از « امت » نامید. اما اصحاب سقیفه علیرغم تغییر «امام حق » به « امام باطل» کماکان با یک مشکل اساسی مواجه بودند و آن، هم مسلمانانی بودند که به دلیل میل، علاقه و عشقی که به اهل بیت (علیهم السلام) و مشخصا به علی علیه السلام به عنوان برادر، وصی و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند به عنوان مانع جدی بر سر راه نقشه های بنی امیه بودند. اصحاب سقیفه باید کاری می کردند که در یک بازه زمانی مشخص « امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) » به « ملت مسلمان » تبدیل می شد.
اصحاب شجره ملعونه برای غلبه براین مشکل علایق و میلهای امت مسلمان را نشانه رفتند و در یک برنامه زمان بندی شده (40سال) امیال باطل را جایگزین امیال حق کردند:
در تاریخ آمده است روزی شخصی به تظلم خواهی شکایت نزد یکی از اصحاب سقیفه (خلیفه) آورد. خلیفه او را به علی علیه السلام که در مجلس بود ارجاع داد. شاکی گفت من شکایت خود را نزد خلیفه آورده ام و تو مرا به یک نفر مثل خودم ارجاع میدهی. با این سخن خلیفه برآشفته و شمشیر برکشید و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود! بر منبر رفت و ضمن دفاع از علی علیه السلام گفت کار به جایی رسیده است که یک مسلمان خود را با کسی مقایسه کرده و برابر می داند که ما در غدیر خم با او به عنوان امیر المومنین و مولای کل مسلم بیعت کرده ایم. خلیفه سپس کسانی را که حرمت و شانیت علی علیه السلام را بشکنند به شمشیر حواله داد.
(در باره علل و چرایی این موضع خلیفه که خود حق علی علیه السلام را غصب کرده بود گفته شده اولا خلیفه با این موضع گیری خود را به عنوان مدافع و دوست دار علی علیه السلام معرفی کرد که اگر چنانچه بعدها از علی علیه السلام انتقاد کرد مردم مسلمان انتقاد او را به عنوان دوستدار علی علیه السلام بپذیرند ثانیا خلیفه به خوبی می دانست که در حال حاضر هنوز عشق به اهل بیت علیهم السلام در جامعه اسلامی موج می زند فلذا او نباید مقابل این موج قرار می گرفت ثالثا او با این دفاع، تصویری جعلی و مخدوش از حدیث غدیر به مردم ارائه داد که گویی منظور پیامبر(صلی الله علیه و آله) از غدیر خم ولایت تحبیبی علی علیه السلام و نه مقام خلافت و جانشینی او بوده است).
اصحاب سقیفه به منظور تغییر میل مردم در مرحله اول: حکم کردند قرآن بدون تفسیر خوانده شود و احادیث منقول از شخص پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) نیز کنار گذاشته شود (چون اغلب احادیث و عمده تفسیر آیات، ولایت علی و اندیشه اسلام علوی را آدرس می دادند).
در مرحله دوم یاران علی علیه السلام را افرادی بی منطق، خشونت طلب، تمامیت خواه و... معرفی کردند و به این ترتیب برخی از یاران علی علیه السلام را به تیغ شمشیر حذف کردند، برخی دیگر را نزد مردم بی اعتبار کردند و به اصطلاح ترور شخصیت کردند، برخی دیگر را تبعید کردند و بالاخره برخی دیگر را که اکثریت یاران اندیشه علوی را تشکیل میداند با وعده ها و آلاف و الوف دنیا خریدند. به طوری که بعدها وقتی علی علیه السلام به خلافت رسید فقط 50 نفر (شرطه الخمیسن) با او به عنوان امام (و نه خلیفه) بیعت کردند.
در مرحله سوم علی علیه السلام را به عنوان فردی معرفی کردند که علیرغم توصیه ها و سخنان پیامبر در مورد وی متاسفانه! از افراد بی منطق و خشونت طلب و تمامیت خواه حمایت کرده و دفاع می کند!
در مرحله چهارم علی علیه السلام خود به عنوان نماد اصلی خشونت طلبی و تمامیت خواهی معرفی شد و گفته شد: علی علیه السلام به رای شیخین احترام نمی گذارد! علی علیه السلام منزلت صحابه را نگه نمی دارد! علی علیه السلام در امور از صحابه و بزرگان بهره نمی گیرد و صرفا از جوانان تابع استفاده می کند! و سرانجام به علی علیه السلام اتهام دروغ گویی زدند تا جایی که آن حضرت در یکی از سخنانش که در نهج البلاغه موجود است 2 بار قسم یاد می کند که « به خدا قسم من دروغ گو نیستم».
و در مرحله پنجم بر منابر بر علی علیه السلام دشنام دادند و لعن علی در نمازها واجب شد و به این ترتیب:
دنیاخواهی و ثروت اندوزی جای خداجویی و خدا خواهی را گرفت و هوا پرستی به جای خدا پرستی، اشرافی گری به جای قناعت، چپاولگری ثروت مردم به جای ایثار و گذشت، خدمت به باند و قبیله و حزب خود به جای خدمت به مردم، منافع فردی و حزبی به جای منافع حکومت و منافع ملی، زر اندوزی و کاخ نشینی به جای عدالت محوری و عدالت خواهی، هرزگی و بی بند و باری بجای تقید به آداب و احکام شرعی و... نشست و در یک کلمه در اعتقادات مردم، باطل به جای حق نشست و رذایل فضیلت معرفی شد و...
و در روز سقیفه، امام علوی به امام اموی تبدیل شده و در زمانی نه چندان دراز امت علوی نیز به امت اموی تبدیل شد و در حقیقت درخت خبیث سقیفه اموی در کربلا به بار نشست.
خباثت و خیانت امت اموی در کربلا میوه نامبارک شجره ملعونه سقیفه بود و اگر در روز سقیفه امت بدون امام شد، اینک وقت آن رسیده بود که امام بر حق، بدون امت شود. در کربلا امام تنها مانده بود و در اوج مظلومیت و با لب عطشان بر امت اموی خروش برآورد که: « اگر دین ندارید لااقل در زندگی دنیایی خود آزاد باشید».
و اینک 1370 سال است که عاشقان امام حسین علیه السلام با زنده نگه داشتن محرم و صفر و شرکت در حماسه عاشورا در تلاش هستند (تا پس از 3 واقعه غدیر خم، سقیفه، کربلا) با ساختن مجدد امت علوی زمینه ظهور حضرت ولی عصر عج را به عنوان چهارمین پرده این ماجرا و به بار نشستن شجره طیبه غدیر خم را فراهم آورند.و باید دانست که « سقیفه » جریانی همیشگی است که در برابر نهضت توحیدی و ولی امر قرار می گیرد تارهبری نهضت را از مسیر اصلی خود خارج ساخته و در مسیر انحرافی اصحاب سقیفه (اصحاب فتنه) منحرف سازد. اصحاب فتنه که در همه دورانها از چهره های ظاهرا خودی و موجه و با سابقه انقلابی بهره می برند در صورتی که نتوانند رهبری نظام دینی را از اصحاب فتنه انتخاب کنند با یک برنامه پیچیده سعی میکنند تا ارتباط میان امت و امام را مخدوش سازند و فضایی ایجاد کنند تا نهاد ولایت فقیه در مسیر اعمال ولایت خود ناکارآمد شود و در نهایت مطالبات خود را بر نهاد رهبری تحمیل نمایند. شناخت اصحاب فتنه و شیوه ها و روشهای اقدام آنان اگر چه به عنوان یک تکلیف دینی و ملی مطرح است لیکن به فرمایش حضرت علی علیه السلام در زمان فتنه تنها راه سالم ماندن، پناه بردن به ولی فقیه و حاکم اسلامی است.
اگر در وصيت نامه كه بخشي از آن بيشتر به رنجنامه شبيهتر است، توصيههاي امام را به ملت مورد بازخواني قرار دهيم، به اين نتيجه كه ايشان تجربه خويش را از برخورد خواص با انقلاب و وليفقيه در اختيار ملت قرار دادند، ميرسيم چرا كه در بخشي از اين وصيت نامه خطاب به روحانيوني كه انديشه مخالفت با وليفقيه و نظام اسلامي را در سر ميپرورانند، آمده است: شما با پولهاي گزافي كه از سرمايهداران بيخبر از خدا دريافت و براي اين مقصد خرج ميكنيد، آن است كه شماها طرفي از اين غلط كاريها تاكنون نبسته و بعد از اين هم گمان ندارم ببنديد.
بهتر آن است كه اگر براي دنيا به اين عمل دست زدهايد و خداوند نخواهد گذاشت كه شما به مقصد شوم خود برسيد. تا درِ توبه باز است از پيشگاه خداوند عذر بخواهيد و با ملت مستمند مظلوم همصدا شويد و از جمهوري اسلامي كه با فداكاريهاي ملت به دست آمده حمايت كنيد، كه خير دنيا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم كه موفق به توبه شويد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیه و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
من تعجب می کنم چه طور بعضی ها که تا دیروز دشمنِ درجه یکِ جمهوریّت در این کشور بودند حالا به خودشان اجازه می دهند که خود را طرفدار دموکراسی(!) معرفی کنند. کسانی مثل مهاجرانی، خاتمی،گنجی، هاشمی و...
در سال 1376 و در آخرین ماه های باقی مانده از حاکمیت هاشمی رفسنجانی ، سه تا از چهره های معروف به نام های عبدالله نوری ، عطاالله مهاجرانی(نماینده آن موقع مجلس) و محمد خاتمی که آن موقع در مجمع تشخیص مصلحت بود طرحی را در حمایت از هاشمی تهیه و به مجلسِ آن زمان که در اختیار اکثریت طرفداران هاشمی بود ارائه دادند که مضمون طرح این بود: «ممنوعیت کاندیدا شدن یک فرد برای بیش از دو دوره ی متوالی که در قانون اساسی بر آن تاکید شده است برداشته شود.». هدف این افراد از این طرح این بود که ممانعت قانونی که پیش پای هاشمی برای کاندیدا شدن برای سومین دوره متوالی وجود داشت برداشته شود تا او که دوران هشت ساله ی حکومتش پایان یافته بود بتواند دوباره در حکومت باقی بماند. این طرح داشت در مجلس تصویب می شد و قانون اساسی می رفت تا جمهوریتش را به کل از دست بدهد اما مقام معظّم رهبری ، هوشمندانه در مقابل این طرح ایستادند و آن را مخالف نصّ صریح قانون اساسی نامیدند. اگر این طرح تصویب می شد عملاً دیگر چیزی به نام جمهوری در این مملکت وجود نداشت .
وقتی این طرح با شکست مواجه شد، چند ماه پیش از انتخاباتِ سال 76 ، هاشمی ، خاتمی ، مهاجرانی و عبدالله نوری جلسه ای پشت درهای بسته گذاشتند و ماحصل آن جلسه این بود که خاتمی به نمایندگی از هاشمی کاندید دوره ی هفتم ریاست جمهوری شود و این چنین شد که کلاه "اصلاحات" را بر سر عده ای از مردم ساده لوح گذاشتند تا بعضی ها همچنان ببرند و بخورند و بدزدند و کسی هم نگوید که بالای چشمتان ابروست . در طول هشت سال حاکمیت خاتمی و هشت سال حاکمیت هاشمی ، این ها و اطرافیانشان جیب ها را تا توانستند پر کردند و شکمها را تا می شد فربه . اما به هر حال خاتمی هم دوران هشت ساله اش داشت تمام می شد و دقیقاً برای همین بود که هاشمی دست به کار شد و در انتخابات نهم خودش کاندید شد که رأی هم نیاورد و در انتخابات دهم هم آخرین تیر ترکشش که موسوی بود را شلیک کرد و این بار هم نتوانست توفیقی در برابر اراده ی بیست و چهار و نیم ملیونی مردم بیاورد. واقعاً این افرادی که در بالا به آن ها اشاره کردم با چه اعتباری از دموکراسی سخن می رانند و دائماً به دولتِ دکتر احمدی نژاد که بیشترین رأی و اقبال عمومی را در تاریخ ایران دارد ، اهانت می کنند؟
در کنار احمدی نژاد می مانیم تا قطع کامل دستان راهزنانی که قصد مصادره ی جمهوری را داشتند. زنده باد جمهوری اسلامی و زنده باد حاکمیت مستضعفین بر زمین.
ما ، در راه اسلام پیمان خون بستیم
(( مادیگر صبر نداریم...))
رد پاي يزيد از آن عاشورا تا اين عاشورا
آهای آقایان سبز با تشکر فراوان سلام عرض میکنم!!!
گفتید تقلب شده
گفتیم مدرک
گفتید تجاوز شده
گفتیم مدرک
گفتید شما زیادید
گفتیم قبول
ولی مشک آنست که ببوید نه آنکه عطار بگوید
هر چه فیلم ساختگی انتشار دادید هیچ نگفتیم
گفتید به خاطر آراست . هیچ نگفتیم
ملت را با صلاح سرد کشتید
صبر کردیم
ولی امروز دیگر سخن از انتخابات نیست
سخن از آتش زدن برچم یاحسین است
از باره کردن قرآن است
اگر شما ۵ میلیونید
ما ۶۵ میلیونیم
شما که از امام حسیین (ع) گویید
برای همین روز عاشورا کف و سوت میزنید
ماشالله
به رهبر ما توهین میکنید؟؟؟؟
حالا نوبت ماست
سکوت مممممممننننننننوووووووععععععععععععع
شعار ما تا بمیریم مرگ بر ضد ولایت فقیه خواهد بود
شما همون ۱۳ میلیون هم نیستید...
سبز فقط سبز علی
رهبر فقط سید علی
امام علی (ع) می گوید: اول ببینید طرفدار چه کسی هستید و در مجموع تلاش تو به نفع جریان حق و امام حق تمام می شود یا نه؟ اول ولی فقیه و امامت را پیدا کن بعد به تبع او در این جریان اتخاذ موضع کن. بسیاری در این فتنه می گفتند ما ولایت فقیه را قبول داریم ولی این شخص را به عنوان ولی فقیه قبول نداریم. اگر واقعا چنین بگویند، ما با آنها مشکلی نداریم، منتها آنان باید پیش از هر گونه اتخاذ موضعی ولی فقیه خود را مشخص کنند. اگر کسی سؤال کند که به فرض علی (ع) ظالم است و باید کنار برود چه کسی جانشین او می شود؟ معاویه می گوید: فعلاً مسأله اصلی این نیست. معاویه اصرار دارد مسأله ظلم های واقع شده را به نحوه جنجالی مطرح کند. دررخطبه 147 نهج البلاغه حضرت مردم را به سه دسته تقسیم می نماید.
1- عالم ربّانی (ولی فقیه)
2- کسی که می خواهد راه نجات را پیدا کند.
3- کسانی که همانند پشه هایی در مسیر باد می روند.
در مورد کسی که عالم ربّانی نیست و نمی خواهد از حزب باد هم باشد، قدم اول پیدا کردن امام حق عالم ربانی و ولی فقیه خود را پیدا کند. برای همین است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «در دریای طوفانی تنها به آب نزنید که غرق می شوید، بلکه کشتی نجاتی پیدا کنید و با آن وارد دریا شوید.»
اما اگر کسی در این اوضاع غبارآلود فتنه نتوانست عالم ربانی خود را پیدا کند، علی (ع) راه دیگری پیش پای او می گذارد: «اگر نمی دانی علی و طلحه و زبیر که همگی سوابق درخشانی دارند، کدامشان حق است، برو سراغ کسانی که به باطل بودنشان یقین داری و آنها را شاخص باطل بودن قرار بده؛ یعنی اگر می خواهی در مسیر درست قدم برداری، آنهای که در مسیر درست قدم برنمی دارند، را بشناس که این همان مفهوم عمیقی است که امام (ره) می فرمود: «هر گاه دیدید آمریکا و دشمنان که در دشمنی آنها تردیدی نیست، از کسی دفاع کردند، بدانید که او دچار انحراف شده است». پس ببینید آمریکا از کدام رفتار ما تعریف و تمجید می کند، او دوست دارد ولی فقیه شما چه کسی باشد و تبعیت شما به نفع کدام جبهه تمام شود؟
حضرت علی (ع) در خطبه 121 می فرمایند: «شیطان برای همه ما برنامه دارد. و تصمیم دارد گام به گام دین ما را از ما بگیرد.»
اما فتنه ها در مجموع به نفع اسلام تمام خواهد شد، چرا که انسانها در همین فتنه ها توان تحلیل و رشد پیدا میکنند و کسانی که در انتهای فتنه به سلامت می مانند، زمینه ساز ظهورند.